close
تبلیغات در اینترنت
ایران باستان!!!!!
تبليغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات سايت
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟
آمار مطالب
کل مطالب : 72
کل نظرات : 21

بازديد امروز : 58 نفر
بارديد ديروز : 4 نفر
بازديد هفته : 58 نفر
بازديد ماه : 169 نفر
بازديد سال : 222 نفر
بازديد کلي : 34,932 نفر

افراد آنلاين : 1
عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
نظرسنجي
پا برجا؟


پيوندهاي روزانه
کدهاي اختصاصي
پشتيباني
theme by
roztemp.ir
RSS

Powered By
Rozblog.Com
تبليغات
رزتمپ

شاهکان در زمان ساسانیان
مرزبانان و شهرداران دوران ساسانی
کورش محسنی

  در دولت ساسانی افراد جایگاه والا و فرمان‌روایان بومی را به لقب «شاهی» می‌خواندند و از این جهت پادشاهان ایران را «شاهنشاه» می‌گفتند. این طبقه از تیول‌داران و دیگر شاهان کوچکی که خود را به پناه شاهنشاه ایران کشیده بودند و شاهنشاه در عوض شاهی را در دودمان آن‌ها موروثی کرده بود، مشروط بر این‌که پیوسته سپاه خود را به در اختیار دولت مرکزی قرار دهند.

  این شاهکان در واقع همان بزرگان اقوام و تیره‌های بومی در سراسر مرزهای ایران بودند و تا اندازه‌ای همانند زمان هخامنشیان آزادی بومی برای همگان وجود داشت. در نامه‌‎ی «تنسر»  این عبارت از زبان "اردشیر" بازگویی شده است: «هر که به فرمان‌بری ما درآید و یا بر جاده‌ی فرمان‌بُرداری سرراست باشد، نام شاهی از او نیفکنیم». تنسر یا توسر موبَد و روحانی زرتشتی در پایان زمان اشکانیان و پُشتیبان اردشیر بابکان بود.

  شاهکان عرب "حیره" نیز از این دسته بودند که میان مرزهای ایران و بیابان‌نشینان تازی حجاز جدایی می‌انداختند و مرزهای تمدن ایران را از دست‌بُرد بیابان‌نشینان دور نگه می‌داشتند. (جنوب عراق امروزی) آمیانوس از شاهکان و بزرگان مناطق که زیر فرمان دولت مرکزی ایران ساسانی کار می‌کردند نام می‌برد: شاهکان خیون، آلبانیان و در میان‌رودان (بین النهرین) "پولَر" فرمان‌بردار شاه ایران بودند.

  ساتراپی که در سنگ‌نبشته‌ی "پایکولی" دیده می‌شود گویا اشاره به "کَشتَرپَه" سکاها است. مرزبان ارمنستان و گرجستان در آغاز آوازه‌ی "بیدَخش" (بَدَخش) را داشتند ولی در 430 میلادی ارمنستان به ایران بازگشت.

  از آغاز سده‌ی پنجم نام مرزبان بر روی فرمانروایان چهارگانه‌ی کشور ایران نهاده شد. از جمله می‌توان به دو برادر "شاپور یکم" ساسانی یعنی اردشیر و پیروز، که فرمان‌روای کرمان و کوشان بودند. در میان شاهنشاهان ساسانی شاپور یکم، هرمز یکم، وهرام دوم، پیش از نشستن بر تخت شاهنشاهی، فرمان‌روایی خراسان و کوشان داشتند.

  هرمز یکم (هرمزد اردشیر) نیز فرمان‌روایی ارمنستان را داشت. وهرام یکم با آوازه‌ی «گیلان‌شاه» فرمان‌روای گیلان بود. از پسران شاپور یکم ساسانی، نرسه حکم‌ران سیستان (سکانشاه) بود و اردشیر دوم والی ادیابن و وهرام چهارم فرمان‌روای کرمان بود و کرمانشاه لقب داشت. هرمزد سوم نیز فرمان‌روای سیستان شد و عنوان سکانشاه یافت.
  هر کدام از شاهان ساسانی پیش از بر تخت نشستن باید فرمان‌روایی بخشی از ایران را تجربه می‌کردند. بزرگان که در برنهادن شاهان و فرمان‌روایان کشور نقش بزرگی ایفا می‌کردند، زمانی که می‌خواستند وهرام پنجم را از حق پادشاهی محروم کنند این بهانه را پیش کشیدند که چون هنوز فرمان‌فرمایی استانی را نداشته است، لیاقت کشورداری او آشکار نیست.

کریستین‌سن، آرتور 1384: "ایران در زمان ساسانیان"، انتشارات نگاه، ص




جشن سده به روایت شاهنامه
 پیدایش آتش به دست هوشنگ
کورش محسنی

  جشن سده که در تاریخ دهم بهمن ماه برگزار می‌گردد و جشنی ملی است با پیشینه‌‎ای چندین هزار ساله . در شاهنامه‌ی فردوسی چگونگی به وجود آمدن این جشن از دیدگاه استوره ای آمده است:

  «روزی هوشنگ پادشاه پیش‌دادی به همراه گروهی به کوه اندر شده بود که ناگهان ماری سیاه با دیدگانی چون آتش و بسیار بزرگ پدیدار گشت، هوشنگ دست بر سنگ برد و با زور کیانی سنگ را به سوی مار انداخت، مار از سنگ گریخت و سنگ به جای مار بر سنگی گران فرود آمد، از برخورد سنگ خُرد و سنگ کلان، شراره‌ای جست و آتش به وجود آمد و این آتش از آن پس پیشرفت‌های فراوان انسان را در پی داشت. هوشنگ از آن پس به مناسبت این کشف بزرگ انسانی آتشی بزرگ برافروخت و "جشن سده" را برپا داشت. جشن سده به گفته‌ی فردوسی از روزگار هوشنگ برای ما به یادگار مانده است»

بهتر است از زبان خود فردوسی بخوانیم: 

 

 

یکی روز شاه جهان سوی کوه * گذر کرد با چند کس هم گروه
پدید آمد از دور چیزی دراز * سیه رنگ و تیره تن و نیز تاز
دو چشم از بر سر، چو دو چشمه خون * ز دود دهانش جهان تیره گون
نگه کرد هوشنگ با هوش و سنگ * گرفتش یکی سنگ و شد تیز چنگ
به زور کیانی رهانید دست * جهان‌سوز مار از جهان‌جوی جست
بر آمد به سنگ گران سنگ خرد * همان و همین سنگ بشکست گرد
فروغی پدید آمد از هر دو سنگ * دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
نشد مار کشته ولیکن ز راز * ازین طبع سنگ آتش آمد فراز
جهاندار پیش جهان آفرین * نیایش همی کرد و خواند آفرین
که او را فروغی چنین هدیه داد * همین آتش آنگاه قبله نهاد
بگفتا فروغیست این ایزدی * پرستید (نگاه‌بانی و نه پرستش!)باید اگر بخردی
شب آمد برافروخت آتش چو کوه * همان شاه در گرد او با گروه
یکی جشن کرد آن شب و باده خورد * سده نام آن جشن فرخنده کرد
ز هوشنگ ماند این سده یادگار * بسی باد چون او دگر شهریار






نگاهی به تاریخچه ی خط و زبان در ایران

بخش نخست: دوران پیش از اسلام

آغاز تاریخچه ی خط در ایران باستان که طبق کتیبه ای که در جنوب ایران کشف شده است به حدود پنج تا هفت هزار سال پیش می رسد و برای نمونه می توان از کتیبه های موجود در معبد سه هزار و پانصد ساله ی زیگورات نام برد. ولی از آن جا که مدارک ما در این باره کامل نیست، ما نیز از اشاره به زبان ها و خط های پیش از هخامنشیان خودداری نمودیم.

تاریخ ایران از زمان مادها روشن و مدون است و خلاصه اش این است که شخصی به نام دیاکو بنیادگذار سلسله ی ماد بود. او هگمتان یا اکباتان (همدان) را پایتخت خود قرار داد. یکی از فرمان روایان بزرگ ماد به نام هُوَخشَتَرَ حکومت آشور را برانداخت و دولت ماد را اقتدار و اهمیت بخشید. جانشین او نیز که آستیاگ نام داشت مغلوب کوروش کبیر گردید و سلسله ی ماد برافتاد. کوروش بنیادگذار سلسله ی هخامنشیان، مرکز حکومت خویش را در پاسارگاد قرار داد و کشور لیدی و بابل را مسخر نمود و مهم ترین دولت و سلطنت دنیای قدیم را تشکیل داد. داریوش بزرگ ترین شاهنشاه هخامنشی هم، نخست یاغیان را سرکوب کرد و کشور ایران را از سر حد چین تا ریگزارهای سوزان افریقا بسط داد و دولت هخامنشی را از مقتدرترین دولت های روی زمین کرد. از زبان مادی سند و آثار کتبی بر جای نمانده است ولی شکی نیست که زبان مادی با پارسی باستان خویشاوندی نزدیک داشته است،‍‌ به طوری که پارسی ها و مادی ها زبان یکدیگر را به خوبی می فهمیده اند.

زبان پارسی باستان

زبان ایرانیان در زمان هخامنشیان پارسی باستان یا فرس قدیم نامیده می شود که ریشه ی زبان فارسی کنونی است. کتیبه های شاهان هخامنشی و لوح های زرین و سیمین که از آن روزگار بر جای مانده به این زبان نوشته شده است. مجموع واژه های اصلی کتبیبه ها از چهارصد کلمه تجاوز نمی کند و مطالب آن عبارت است از نام و شرح خاندان شاهان، شرح فتوحات، ستایش یزدان، نکوهش دروغ و ناپاکی و سفارش به راستی و نیکو کاری. این کتیبه ها غالبن به چند زبان است و غیر از پارسی باستان، به زبان های آسوری ،ایلامی و آرامی که میان ملل دست نشانده ی هخامنشیان معمول بوده، نگاشته شده است. مجموع کتیبه های هخامنشی بالغ بر چهل کتیبه است و مهم ترین آن ها در تخت جمشید، همدان، شوش، نقش رستم، بیستون، وان و الوند، است که کتیبه ی بیستون از همه مفصل تر و مشتمل بر ٤٢٠ سطر و هیجده هزار و نهصد کلمه است که داریوش در این کتیبه چه گونگی فرونشاندن شورش های داخلی و غلبه و تسلط به کشورهای خارجی و حدود متصرفات خود را شرح می دهد و در پایان، مجد و بزرگواری کشور ایران را آرزو می کند.

خط میخی

کتیبه های هخامنشی به خط میخی است. ایرانیان این خط را از قوم کلده و آشور گرفتند و در آن تغییراتی دادند و آن را به صورت الفبایی در آوردند. این خط که از چپ به راست نوشته می شده دارای ۳٦ حرف بوده و در کنده کاری و نوشتن روی سنگ و اجسام سخت به کار می رفته است. نخستین خط میخی که به دست آمده است از زمان آریار منه و آخرین خط میخی از روزگار پادشاهی اردشیر سوم است. این خط به سبب دشواری نگارش، از دوران اشکانیان رو به زوال نهاد و به تدریج منسوخ گردید.

در کتیبه ها پنج کلمه به خط میخی و به صورت پندار نگاری باقی مانده است. پندار نگاری مرحله ی پس از  تصویر نگاری در تاریخچه ی خط را گویند که تصویر در آن کم کم ساده شده و به صورت علامت و نشانه در آمده است. همچنین برای اسامی معنی نیز علایمی ایجاد گردیده است. علایم ریاضی نیز که اکنون به صورت خط بین المللی در آمده از نمونه های پندارنگاری است. این پنج کلمه عبارت است از: اورامزدا – اهورامزدا، خشایثیه – شاهنشاه، دهیو – کشور، بغا – خدا، بومی - بوم – سرزمین. گذشته از سنگ نبشته ها، سکه های هخامنشی و خطوط روی برخی ظروف و سنگ ترازو ها و نگین های بر جای مانده از آن عهد، همه به خط میخی و زبان پارسی باستان است. برای شناختن زبان پارسی باستان چند جمله از بند اول کتیبه ی نقش رستم با زبان پارسی باستان آوزده می شود: « بغ وزر که اورامزداهی ایمم بومیم اداهی اومام آسمانم اداهی مرتیم اداهی شیاتیم ادامرتیهی». ترجمه : خدای بزرگ است اهورا مزدا که این زمین را آفرید که آن آسمان را آفرید که شادی را برای مردم آفرید.

زبان اوستایی

اوستا قدیمی ترین اثر از آثار آریایی است. زبان اوستایی با سانسکریت، زبان ادبی و کهن هندیان شباهت تام دارد و معلوم می شود که ایرانیان و هندیان در روزگاری با هم زندگانی کرده و زبان مشترکی داشته اند که ریشه ی زبان اوستایی و سانسکریت بوده است. زردشت پیامبر ایران باستان که قرن ها پیش از مسیح زندگی می کرده است، از شمال یا شمال غرب ایران برخاسته و متوجه ی مشرق ایران شده است و پیروانش گشتاسب و گرشاسب در مشرق ایران بوده اند. پس زبان اوستایی در قسمت های شرقی هم مفهوم بوده است.

اوستا دارای دو لهجه است. قسمتی که از خود زردشت است خیلی قدیمی و بقیه جدیدتر است. گات ها یا سرودهای مذهبی از خود زردشت است. اوستا در قدیم ٢١ کتاب را شامل می شده که مردم ایران آن ها را از حفظ داشتند. در استیلای اسکندر، مقداری از آن از دست رفت. بلاش اول اشکانی کوشش به گرد آوری اوستا نمود و دستور داد اوستای پراکنده را که موبدان در حافظه داشتند گرد آوری کنند. ولی اقدام اساسی برای تدوین اوستا در زمان ارشیر بابکان انجام گرفت و عده ای از موبدان که ریاست آن ها با تنسر، هیربد هیربدان بود مامور گرد آوری اوستا شدند. پس از اردشیر، پسرش شاپور اول خرده اوستا را که پراکنده بود گرد آوری کرد. به روزگار شاپور دوم ساسانی درباره ی مراسم دینی میان زردشتیان اختلاف افتاد و به دستور شاپور، آذر بد مهر اسپندان موبد موبدان به کتاب اوستا مراجعه و مطالب آن را مرتب نمود.

خط اوستایی

خط اوستایی با احتمال زیاد در زمان ساسانیان تنظیم شده است. در این دوره در ضمن تدوین اوستا و کتابت آن متوجه شدند که خط پهلوی برای نوشتن تلفظ صحیح اوستا، رسا نیست. بنابراین موبدان، الفبایی از روی الفبای پهلوی به وجود آوردند که بتوان تمام لغات و کلمات مقدس و خواندن صحیح اوستا را به وسیله ی آن نوشت. این خط دین دبیره نام دارد که امروزه به خط اوستایی یا دبیری دین نیز خوانده می شود. این خط که از راست به چپ نوشته می شود، کامل ترین خط موجود جهان است. زیرا در الفبای اوستایی اعِراب جزو حروف است و  برای همه ی صداها نیز حروف و نشانه ی ویژه وجود دارد. الفبای اوستایی ٤٤ حرف دارد و جدا نوشته می شوند و چون اعِراب داخل حروف است، خواندن و نوشتن با آن بسیار ساده است. به جرات می توان گفت که خط اوستایی یکی از کامل ترین خطوطی است که تا کنون مورد استفاده قرار گرفته است.

پس از مرگ اسکندر، کشور های تصرف شده، میان جانشینان او تقسیم شد و سلکوس به فرمانروایی ایران منصوب گردید. مدت هشتاد سال سلوکی ها بر ایران تسلط داشتند تا آن که مردم خراسان با قیامی مردانه، سلوکی ها را مغلوب ساختند و دولت پارت یا اشکانیان را به وجود آوردند. واژه ی پارت parthava (پرثَوَه) در گذشت زمان به پَرتَو و سپس با تبدیل  (ر) به (ل) و (ث) به (ه)  پَلهَو شده و بر اثر قلب (ل) و (ه) به صورت پَهلَو در آمده است. پارت سرزمین خراسان و گرگان کنونی است که نامش در کتیبه ی بیستون جزو کشور هایی که داریوش بر آن ها حکمرانی داشته، آمده است . واژه ی "پهلو" همان گونه که توضیح داده شد از همان لغت پرتو یا پرثوه است که در نتیجه ی تطور لغوی به این صورت درآمده است و لفظ "پهلوان" به معنی شجاع از همین واژه ی "پهلوی" است، زیرا پرتوها ( پهلوی ها ) نزدیک به ۵٠٠ سال در برابر یوزش رومیان ایستادگی کردند.

زبان پهلوی

پس از استقرار اشکانیان، زبان پهلوی اشکانی  یا زبان مردم خراسان زبان رسمی و درباری ایران شد و تا تسلط اعراب تازی زبان مردم شمال و مشرق ایران بود. از زبان پهلوی اشکانی که به زبان پهلوی شمالی نیز معروف است، جز چند کلمه به روی سکه ها، آثار مهمی بر جای نمانده است و در زبان ارمنی و لهجه های آذربایجان و خراسان نیز پاره ای از واژه های پهلوی اشکانی دیده می شود.

گاهی از کلمه پهلوی، زبان فارسی روان اراده می شود، به طوری که در دوره های اسلامی، "پهلوی زبان" می گفته اند که مقصود "زبان پارسی" بوده و آن را در برابر زبان عربی به کار می بردند. این زبان که اصل آن از پارسی باستان است، در طی زمان تغییر پیدا کرد و پس از تحول بسیار به صورت پارسی و زبان دری در آمد.

مانی در سال ٢۵١ میلادی در سن ٤۵ سالگی ادعای پیامبری کرد و برای تبلیغ شاپور اول ساسانی به دین خود، کتاب شاپورگان را به زبان پهلوی اشکانی نگاشت. بخشی از آثاری که اخیرن از مانویان در تورفان  ایالتی از ترکستان چین  پیدا شده بنا به عقیده ی شماری از پژوهشگران به خط و زبان پهلوی اشکانی است. رساله ای هم به زبان پهلوی اشکانی در دست است به نام درخت آسوریک که گروهی از پژوهشگران عقیده دارند که اصل آن به زبان پهلوی اشکانی بوده و بعد به پهلوی ساسانی در آمده است و این کتاب در اصل منظوم بوده و شعرهای ١٢ هجایی داشته ولی اکنون وزن های بیت های آن به هم خورده و به نثر تبدیل شده است. موضوع درخت آسوریک عبارتست از مناظره ی درخت خرما و بز که ما به عنوان نمونه چند سطر از کتاب را با ترجمه ی آن می آوریم: «درختی رست است تر او شتر و اسوریک، بنش خشک است، سرش هست تر، ورگش کنیا ماند، برش ماند انگور، شیرین بار آورد. مرتومان وینای آن ام درختی بلند». ترجمه : درختی رسته است آن طرف شهرستان آسوریک، بنش خشک است و سر او تر است، برگش به نی ماند و بارش به انگور. شیرین بار آورد. مردمان بینی من آن درخت بلندم.

خط پهلوی

اخیرن سندی به زبان پهلوی اشکانی در اورمان کردستان کشف شده و آن عبارت از دو قباله ی زمین است که در ١٢٠ سال پیش از میلاد مسیح آن را به خط پهلوی اشکانی روی پوست آهو نوشته اند. خط پهلوی اشکانی که با حروف جدا از هم و منقطع و از راست به چپ نوشته می شد، از خط آرامی اقتباس شده بود، خط آرامی را کلدانیان که تابع ایران بودند در این کشور رواج دادند. در زمان هخامنشیان این خط مخصوص نگارش بود و خط میخی برای کتیبه و کنده کاری به کار می رفت، در دوره ی اشکانیان خط پهلوی برای کتیبه و کنده کاری هر دو معمول شد. خط پهلوی دارای ٢۵ حرف است و عیب و اشکال بزرگ آن این است که حروف صدادار ندارد و یک حرف آن گاه چند صدای مختلف دارد.

اردشیر بابکان، اردوان آخرین پادشاه اشکانی را شکست داد و آن سلسله را برانداخت و سلسله ی ساسانی را بنیاد نهاد و پایتخت را از شمال به جنوب آورد. مذهب زردشتی را که از روزگار تسلط اسکندر به تدریج از رونق افتاده بود، آیین رسمی ایرانیان کرد و آتشکده های خاموش را روشن ساخت. وی و جانشینانش در آبادانی کشور و گسترش علم و فرهنگ و ترویج آداب و رسوم ملی کوشش بسیار نمودند.

زبان پهلوی ساسانی که به پهلوی جنوبی معروف است با پهلوی اشکانی تفاوت اندکی دارد. با نگاهی به برخی کلمات که هنوز در زبان پارسی به کار می رود، می توان به اختلاف میان دو لهجه ی اشکانی و ساسانی پی برد. مثلن  "گرسنه" و  "گسنه" که به زبان پهلوی اشکانی است، در زبان پهلوی ساسانی  "گشنه" است. همچنین "فرستک" در پهلوی اشکانی، "فرشتک" در پهلوی ساسانی و "فرشته" در زبان پارسی کنونی است. اصل زبان پهلوی جنوبی نیز از پارسی باستان است و چون پاره ای از اصطلاحات دینی و لغات اوستایی در آن راه یافته و از نظر قواعد دستوری با پهلوی اشکانی فرق اندکی دارد، از این رو آن را لهجه ای از لهجه های پهلوی می شمارند.

از زبان پهلوی ساسانی آثار متعددی یز جای مانده است که بخش عمده ی آن کتاب های دینی، اخلاقی، ادبی و داستان است. در روزگار ساسانیان اوستا نیز گرد آوری و ترجمه و تفسیرهایی به پهلوی بر آن نوشته شد که  آن را زند گفته اند و شرحی که سپس برای زند نوشته شد، به پازند معروف است.

خط پهلوی ساسانی از روی خط پهلوی اشکانی تنظیم شد که در کتیبه ها، حروف آن مانند پهلوی اشکانی از هم جدا نوشته می شد و در نامه ها و تحریر، با هم ترکیب می شد . شمار الفبای پهلوی ساسانی را از ١٨ تا ٢۵ حرف نوشته اند و علت این امر همان گونه که گفته شد آن است که در این خط یک حرف چند صدای مختلف می دهد. دبیران دوره ساسانی برخی از لغات را به آرامی می نوشتند و هنگام خواندن به پهلوی می خواندند و آن را هُزوار ٍٍِِ‌ش می نامیدند. مثلن « ملکان ملکا » می نوشتند و «شاهنشاه» می خواندند و «یوم» می نوشتند و «روز» می خواندند. با آن که زبان پهلوی از نظر قواعد دستوری و ریشه ی کلمات با زبان پارسی کنونی اختلاف اندکی دارد، به سبب این که الفبای پهلوی حروف صدادار ندارد و یک حرف، صداهای مختلف می دهد و معمول بودن هزوارش در آن، خواندن کتاب های پهلوی خالی از اشکال نیست. خط پهلوی در دوره ی ساسانیان معمول بوده و تا حدود یک سده پس از اسلام در ایران زمین رواج داشته است و تا زمان حجاج بن یوسف ثقفی دفاتر دیوانی هنوز به خط پهلوی نوشته می شد و پس از آن که خط عربی جانشین آن گردید، این خط تا مدتی میان گروهی از ایرانیان به ویژه موبدان برای نامه نگاری و نوشته های دینی به کار می رفت. کتیبه هایی از دوره ی ساسانیان کشف شده است که مهم ترین آن ها عبارتست از :

١-  کتیبه ی نقش رستم نزدیک تخت جمشید از اردشیر بابکان به سه زبان پهلوی اشکانی و ساسانی و یونانی.

٢ – کتیبه ی حاجی آباد در سه فرسخی تخت جمشید ار شاپور اول ساسانی که به پهلوی ساسانی و اشکانی نوشته شده است.

۳ – کتیبه ی پایکوبی میان قصر شیرین و سلیمانیه کردستان عراق که بخشی از ایران بوده و کتیبه ی بسیار مفصلی است از نرسی که به خط پهلوی اشکانی و ساسانی نوشته شده است .در این کتیبه نرسی بیان می کند که چه گونه بهرام سوم را از تخت پایین آورده و خود به سلطنت رسیده است . این کتیبه درباره ی حدود و مرزهای ایران در آن زمان اطلاعات بسیار جالبی به دست می دهد.

کتیبه هایی نیز در طاق بستان و نقش رجب و تخت جمشید و همچنین لوح ها، سکه ها و مُهر هایی از دوره ی ساسانی باقی است. یکی از آثار پر ارزش به خط پهلوی ساسانی "کارنامه اردشیر بابکان" است که در بخشی از آن می گوید: «پس از مرگ اسکندر گجستک رومی، ایران، شهر ٢٤٠ کدخدایی بود. سپاهان و پارس و نواحی نزدیک آن در دست اردوان سردار بود. بابک، مرزبان و شهردار پارس و گمارده اردوان بود».

از : پایگاه تاریخ، فرهنگ و تمدن ایران

 

 

ما پس از این نگاه کلی به تاریخچه ی خط و زبان های ایرانی در دوران پیش از اسلام، در بخش دوم این رساله، با زبان ها و خطوط دوران پس از اسلام نیز در ایران آشنا خواهیم شد. از این رو من خوانندگان ارحمندم را به خواندن دنباله ی این رساله که به زودی در بخش دوم این گفتار در تارنمای آریا ادیب خواهد آمد، فرا می خوانم. با سپاس، آریا ادیب

 

 

دکتر علیاشرف صادقی


دوره های تاریخی واژه پذیری در زبان فارسی

 

منشا زبانی که ما امروز آن را فارسی می‌نامیم، در دوره ی ساسانی، دریگ و در سده های نخستین پس از اسلام، فارسی دری نامیده می‌شده‌است. فارسی در دوره ی ساسانی به زبان رسمی آن دوره که ما امروز آن را پهلوی می‌نامیم، اطلاق می‌شده‌است. پهلوی در اصل، نام زبان منطقه ی پهله، یعنی خراسان فعلی، از حدود شهر مرو و نیشابور تا قومس و گرگان قدیم بوده است که پس از دادن نام پهله به منطقه ی ری، نهاوند، همدان و آذربایجان و چند شهر دیگر در این حدود، پهلوی برای نامیدن گویش‌های این منطقه نیز به کار رفته‌است. درحقیقت گویش‌های قدیم پهله ی اصلی، یعنی خراسان فعلی، با گویش‌های پنج شهر ری و قم و اصفهان و همدان و آذربایجان، یک طیف را تشکیل می‌داده که در اصطلاح، آن‌ها را گویش‌های شمال غربی ایران (پهلوی اشکانی یا پارتی) می‌نامند، در مقابلِ گویش‌های جنوب غربی (پهلوی ساسانی یا پارسیگ ) که فارسی دری دوره ی اسلامی و فارسی امروز ما دنباله ی همان است.

اما زبان فارسی دری را امروز زبان نشات‌یافته از خراسان می‌دانند. علت این امر نیز این است که در اواسط دوره ی ساسانی، زبان فارسی میانه به‌تدریج همراه دیوانیان و سپاهیان از تیسفون یا مداین، یعنی پایتخت ایران، به خراسان منتقل شد و رفته‌رفته جای زبان پهلوی آن جا (یعنی پهلوی پارتی) را گرفت. آن چه درحقیقت به خراسان منتقل شد شکل تحول‌یافته ی فارسی میانه بود که در پایتخت رایج و دری نامیده می‌شد. طبق اسناد و شواهد موجود، زبان پارتی در اواخر دوره ی ساسانی زبانی مرده بوده است که مانویان و دیگران طبق سنّت به آن می‌نوشتند. ولی زبان دری هنگام انتقال به خراسان (در اواسط دوره ی ساسانی) از زبان آن جا یعنی از پهلوی اشکانی یا پارتی به‌شدت تأثیر پذیرفت و بسیاری از واژه‌های آن مانند «شهر»، «مهر»، «پور»، «ژرف»، «ژاله»، «اشک»، و غیره را پذیرفت. همچنین حرف بی صدای «ژ» که در زبان فارسی جنوبی وجود نداشت از زبان پارتی وارد زبان فارسی دری شد.

در آغاز فتح ایران، یعنی در سده ی نخست هجری، سپاهیان مسلمان عرب، به ماوراءالنهر، یعنی آسیای مرکزی امروز، حمله‌ور شدند و به‌تدریج آن جا را فتح کردند. زبان فارسی نیز به‌تدریج با این سپاهیان به ماوراءالنهر منتقل شد. ساکنان آن منطقه که سُغدی‌زبان و خوارزمی‌زبان بودند، این سپاهیان و سایر کوچنده‌های داخل فلات ایران به آن جا را که فقط سرداران آنان عرب بودند، عرب می‌پنداشتند و ازاین‌جهت آنان را تاجیک نامیدند، یعنی تازی. زبان سُغدی تا اواسط سده ی چهارم هجری در ماوراءالنهر رایج بود، ولی پس از آن زبان فارسی به‌کلی جای آن را گرفت و تنها در برخی منطقه های روستایی سُغدی باقی ماند.

امروز گویش یغنابی در درّه ی رودخانه ی یغناب، از شاخه‌های رودخانه ی زرافشان در تاجیکستان، باقی‌مانده و تحول‌یافته ی سُغدی است. خوارزمی نیز تا سده ی هفتم در خوارزم رایج بود و بعد از آن ترکی جای آن را گرفت. زبان فارسی دری در زمان انتقال به ماوراءالنهر برخی کلمه های سُغدی را به وام گرفت؛ کلمه های «نغز»، «جغد»، «چرخشت»، «ترت و مرت» به معنی «تارومار» که در شعر رودکی آمده، و غیره همه کلمه های سُغدی است. البته تماس پیدا کردن فارسی دری با سایر گویش‌های شرق ایران نیز موجب وارد شدن شماری کلمه از این گویش‌ها به فارسی شد. همه ی کلمه هایی که با «غ» آغاز می‌شوند مانند «غوک» به معنی قورباغه، «غلتیدن»، «غَر» به معنی کوه و غیره، از زبان‌ها و گویش‌های شرقی ایران که سُغدی نیز یکی از آن‌هاست گرفته شده‌اند. پس از کشف اسناد زبان بلخی در میانه ی سده یبیستم مشخص شد که کلمه ی «خدیو» نیز از زبان بلخی وارد زبان فارسی شده‌است. با روی کار آمدن سلسله‌های ایرانی در خراسان و ماوراءالنهر در سده ‌های سوم و چهارم هجری، زبان این منطقه، یعنی فارسی دری، زبان رسمی دربارها و زبان متن های ادبی و علمی شد و از آن جا به‌تدریج به دیگر نقاط ایران منتقل شد.

این زبان هنگام فتح ایران به دست عرب ها به‌تدریج تحت تأثیر زبان عربی قرار گرفت و کلمه های قرضی بسیاری از عربی وارد آن شد. بی شک کلمه هایی مانند «کافر»، «حج»، «زکات»، «خمس»، «اذان» و غیره از نخستین کلمه هایی هستند که وارد فارسی شده‌اند، اما بعدها دبیران و نویسندگان و دانشمندان برای تفنّن و تزیین نوشته‌های خود شمار بسیاری از کلمه های غیرضروری را نیز وارد فارسی کردند. مقداری از کلمه های قرضی عربی نیز کلمه ها و اصطلاحات علمی‌ای هستند که واضع آن‌ها خود ایرانیان بودند که به عربی می‌نوشتند. شمار کلمه های عربی در نوشته‌های فارسی تا اواسط سده ی ششم به نزدیک پنجاه و گاهی شصت درصد می‌رسید.

با هجوم ترکان آسیای مرکزی به ایران و تشکیل سلسله‌های ترک‌زبان و ورود غلامان ترک به دربارها و سپاه ایران، برخی کلمه های ترکی نیز رفته‌رفته وارد فارسی شد. نگاهی به تاریخ بیهقی و سیاست‌نامه و غیره نشان می‌دهد که در این دوره شمار کلمه های ترکی راه‌یافته به فارسی بسیار اندک بوده‌است، اما با حمله ی مغولان، که بدنه ی سپاهیان آنان ترک بودند، هجوم کلمه های ترکی همراه با کلمه های مغولی به زبان فارسی شدت گرفت. از کلمه های مغولی باقی‌مانده از این دوره باید از «آقا»، «خان» و «خانم» که در ترکی هم وارد شده‌اند، «یاسا»، «ایلغار» و غیره یاد کرد.

با استقرار قبیله های ترک در آذربایجان و تشکیل سلسله‌های ترک‌زبان آق‌قویونلو و قره‌قویونلو، و به دنبال آن‌ها با روی کار آمدن صفویان که سپاه یا قشون آن‌ها را قبیله های قزلباش تشکیل می دادند که از هفت قبیله ی ترک تشکیل شده‌بود، ورود کلمه های ترکی به فارسی باز هم بیش تر شد. به‌ویژه اصطلاحات نظامی مانند «یوزباشی»، «مین‌باشی»، «قلعه‌بیگی»، مرکب از قلعه ی عربی و بیگی ترکی به معنی دژبان امروزی، و اصطلاحات دولتی مانند «ایشیک‌آقاسی»، �

امتياز : نتيجه : 5 امتياز توسط 5 نفر مجموع امتياز : 10

برچسب ها : ایران باستان , ایرا , ایران , iran ,
بازديد : 194
[ سه شنبه 2 اسفند 1390 ] [ 16:36 ] [ نوید یمنی ]
آخرين مطالب ارسالي
اشک های بی صدا تاريخ : دوشنبه 08 آبان 1391
عشق یعنی؟ تاريخ : دوشنبه 08 آبان 1391
عشق تاريخ : دوشنبه 08 آبان 1391
عشق چگونه پیدا شد؟ تاريخ : چهارشنبه 26 مهر 1391
عشق در قلب یک دیگر تاريخ : سه شنبه 25 مهر 1391
داستان تکان دهنده واقعی است تاريخ : سه شنبه 25 مهر 1391
اینم حقیقی ترین عشق تاريخ : سه شنبه 25 مهر 1391
داستانی پر از عشق حقیقی تاريخ : سه شنبه 25 مهر 1391
وقت تنهایی تاريخ : شنبه 22 مهر 1391
کتابی کوتاه با موضوع تنهایی تاريخ : جمعه 21 مهر 1391
ارسال نظر براي اين مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
کد وبلاگ نویدفردا

برای اینکه کدوبلاگ ما در سایت شما قرار داده شود لطفا کد زیر را کپی کنید.

<p align="center"><a href="http://www.navidfarda.rzb.ir" target="_blank"><img border="0" src="http://iup.iwoly.com/pic/1bc40d056bad.jpg"  width="500" alt="وبلاگی از عشق"  height="300"></a><br><input onclick="this.select()" type="text" width="356" name="T1" size="15" value='<!-- start logo cod off http://www.navidfarda.rzb.ir --><p align="center"><p align="center"><a href="http://www.navidfarda.rzb.ir" target="_blank"><img border="0" src="http://iup.iwoly.com/pic/1bc40d056bad.jpg"  width="500" height="300" alt="وبلاگی از عشق"></a></p><!--finish logo cod off http://www.navidfarda.rzb.ir -->' dir="ltr" ></p><div style="display:none"><a href="http://blogers.ir">وبلاگ</a>-<a href="http://blogers.ir/cod/make-logo-banner-cod/">کد لوگو و بنر</a></div>

.: Weblog Themes By roztemp :.

درباره وبلاگ
روز مرگم هرکه شیون کند از دور و برم دور کنید همه را مست و خراب از می انگور کنید مرد غسال مرا سیر شرابش بدهید مست مست از همه جا حال خرابش بدهید بر مزارم مگذارید بیاید واعظ پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ جای تلقین به بالای سرم دف بزنید شاهدک رقص کند، جمله شما کف بزنید روز مرگم وسط سینه ی من چاک زنید اندرون دل من یک قلم تاک زنید روی قبرم بنویسید: وفادار برفت آن دل سوخته، خسته ازین دار برفت...
موضوعات
عمومی
آرشيو
جست و جو

خرید سریال پستی درب منزل

سریال:

خرید سریال فرار از زندان کامل 3 حلقه دی وی دی اورجینال 6000 هزار تومان

سرایال هیروز(قرمانان) 10 حلقه دی وی دی 10000 هزار تومان

سریال سوپرنشنال(ماوراءطبیعی)8 حلقه دی وی دی 8000 هزار تومان

سریال نیکیتا کامل 1 سی دی ارجینال 1000 تومان

سریال فرشته ی تاریکی(دارک انجل) کامل 2000 دو سی دی ارجینال.

برای خریدو اطلاعات بیشتر به شماره تلفن 09368348186تماس بگیرید.

خریدفیلم پستی

خرید انواع فیلم  های خارجی با زیرنویس فارسی درب منزل.

با کیفیت های:HD/3D

با پسوند های:avi/vob/mkv/mpeg/.........

انواع فیلم های:حادثه ای/ترسناک/خانوادگی/مبارزه ای/

با قیمت مناسب برای هر خانواده ی ایرانی با هر شغل و درآمد روزانه

برای خرید و اطلاعات بیشتر به شماره تلفن09368348186تماس حاصل فرمایید.

با تشکر مدیریت وبلاگ نوید فردا